شمس الدين محمد بن محمود آملي
85
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
در ارثما طيقى گذشت كه نسبت عدد با عدد بل مجموع نسبتى كه ميان دو عدد باشد وقتى كه متساوى باشند يا منسوب اعظم بود از منسوب اليه منحصر است در دوازده قسم : مثل ، مثل و جزو ، مثل و اجزاء ، ضعف و ضعف و جزو ، ضعف و اجزاء امثال ، امثال و جزو ، امثال و اجزاء ، اضعاف ، اضعاف و جزو ، اضعاف و اجزاء چه منسوب اگر مساوى منسوب اليه ، باشد آن را نسبت مساوات و نسبت مثل خوانند و اگر اعظم باشد از منسوب اليه اصغر عد او كند يا نه و اگر عد او كند يا دوبار كند يا بيشتر اگر دوبار عد كند ضعف و اگر بيشتر از دوبار كند يا به عدد زوج الزوج عد كند يا نكند اگر كند اضعاف . و اگر نه امثال و اگر اصغر عد نكند اعظم را باقى از قسمت اعظم برو يا جزء او باشد يا اجزاى او بر هر دو تقدير خارج از قسمت يكى باشد يا دو يا عددى زوج الزوج يا غير آن اگر يكى باشد مثل و جزء يا مثل و اجزاء و اگر دو باشد ضعف و جزء يا ضعف و اجزاء و اگر عدد زوج الزوج باشد اضعاف و جزء يا اضعاف و اجزاء و اگر غير او باشد امثال و جزء يا امثال و اجزاء و ازين معلوم شد كه اضعاف و امثال متبايناند نه متداخل ، چنان كه صاحب شرفيه گفته است كه هر اضعافى امثال است و لا ينعكس مگر از روى لغت خواسته است چه امثال از روى لغت اعم است از اضعاف و چون اضعاف از 3 تا 14 برولا ثبت كنند و يك يك را بسه كه اقل همه است نسبت كنند اقسام دوازده گانه متمثل شوند . و هر يكى ازين نسبت نه مطلقا . چنان كه صاحب شرفيه گفته بل غير مثل و ضعف كه اين هر دو منفردند جنسى بود كه تحت او انواع غير محصور باشد . چنان كه تحت مثل و جزء مثل و نصف مثل و ثلث و مثل و ربع و تحت مثل و اجزاء مثل و ثلثان و مثل و ثلثة ارباع و مثل و اربعة اخماس و تحت ضعف و جزء ضعف و نصف و ضعف و ثلث و على هذا .